فرق بهداشت خانم‌ها ‌و آقایون

من بعد از اینکه وارد یه رابطه طولانی مدت شدم؛ به تقاوت فاحش تعریف بهداشت بین خانم ها و آقایون پی بردم.!
مثلا از دید اکثریت خانم ها، بعد از یه روز خسته کننده و گرم، آدم میره یه دوش میگیره. عطر و کرم و اینا میزنه و بعد میره تو تخت.
یا اگه آدم میره کافه سیگار آزاد قطعا بعدش دوش میگیره یا به گونه اون بوی زیاد سیگار رو از بین میبره و با اون بپد نمیاد تو تخت!!!
یا حتی ریزتر بشم وقتی آدم زمان زیادی رو بیرون از خونه ست و به جاهای مختلف و کارهای مختلف میپردازه، دست هاش رو هم بیشتر میشوره چون به خیلی جاها زده.!
یا زیرناخن هاش رو مرتب تمیز میکنه!
حواسش به بهداشت فرق سر تا نوک انگشت پا هم هست. اما اکثریت مردانی که من چه در اطرافیانم میبینم چه باهاشون وارد رابطه میشم، به این نکات توجه نمیکنن!
حتی در ابعاد وسیع تر مثلا تمیزی خانه؛ از دید بعضی از اقایان، جارو کردن همون جاهایی که معلومه یا دستمال کشیدن همون جاهایی که معلومه کافیه! درصورتی که اینجوری نیست!!
و متاسفانه این نوع بهداشت ها رو باید از خیلی کوچیک تر به کودکانمون آموزش بدیم که در بزرگسالی این اتفاقات نیوفته و هرکسی در حد خودش به بهداشت فردی یا بهداشت محل زندگی و … بلد باشه و آگاه باشه.
بهداشت صرفا عطر زدن زیاد نیست.
بهداشت به معنی زیااااد حمام کردن هم نیست.
آدم باید یک تعادلی داشته باشه.

reddit.com
u/RoughSimple64 — 4 days ago
▲ 4 r/psychologyofsex+1 crossposts

سکس یا آرامش بعد از یک روز خسته کننده؟

در روابط عاشقانه، خیلی پیش اومده که من حالم خوب نبوده یا روز خسته کننده‌ای داشتم و فقط به آرامش احتیاج دارم.
اما طرف اومده بدون درک شرایط دنبال شیطنت کردن هستش.
واقعا بعد از همیچن روزی من فقط میخوام دوش بگیرم و ریلکس کنم.
اصلا نمیخوام سکس داشته باشم یا هرکاری که باعث بشه آرامشم بهم بخوره.
میدونم از دید اون هم به هرحال یک نیاز هایی رو داره ولی خب احساس میکنم درک نمیشم.

نمیدونم این تفاوت بین خانوم و آقایونه؟؟؟

reddit.com
u/RoughSimple64 — 4 days ago
▲ 1 r/Life

آدمی که من برای بقیه بودم.

خیلی تو زندگی برام پیش اومده که من با آدم های دیگه‌ای که از دید خودم دوست حسابشون میکردم؛ خیلی روراست بودم و خیلی چیزها رو براشون تعریف میکردم.
از اهدافم تا علایقم و احساساتم اما اولا هرچه گذشت دیدم اون‌ها با من اینکار رو نمیکنن و برعکس به گونه دیگه ای میرن اهدافی که من داشتم رو انجام میدن و درتلاش برای رسیدن بهش هستن.!
به زبان دیگه انگار تازه من بهشون یه هدف جدید دادم که بهش برسن!!
بیشتر از دوست تبدیل به رقیب شدن برام.
اما باز هم من باهاشون مهربون بودم و برعکس برای اون‌ها خیلی خوشحال میشدم.
و میدونم که اگر همین برعکس پیش میومد، از من ناراحت میشدن.
حتی طبق چیزی که فکر میکنم درسته حواسم هست که ناراحت نشن، سوء برداشت نشه. جایی که بهم احتیاج داشتن باشم حتما و ناراحتی اون ها، ناراحتی من هم باشه اما آیا متقابل بوده؟؟

و در نهایت به قول یک ناشناس« هیچوقت، هیچ آدمی برای من اون آدمی نبود که من برای آدمای زندگیم بودم.»

reddit.com
u/RoughSimple64 — 4 days ago